به گزارش آفاق آنلاین، در ارتفاعات سرسبز بندپی شرقی، جایی که رشتهکوههای البرز همچون دیواری سبز میان آسمان و زمین قد برافراشتهاند، هنوز میتوان ردپای سنتهایی را دید که قرنها پیش از تدوین قوانین مدرن محیط زیست، ضامن بقای طبیعت و استمرار زندگی بودهاند.
اینجا در دل ییلاقات بابل، طبیعت هنوز با زبان قدیمی خود سخن میگوید؛ زبانی که دامداران و عشایر منطقه آن را به خوبی میفهمند. زبانی که از احترام به مرتع، پاسداشت منابع طبیعی و حفظ تعادل میان انسان و محیط پیرامون سخن میگوید.
در چنین فضایی، آیین کهن «قرقشکنی» هر ساله بار دیگر جان میگیرد؛ آیینی که برای مردم بندپی شرقی تنها یک مراسم سنتی نیست، بلکه بخشی از هویت، فرهنگ، معیشت و حافظه تاریخی آنان به شمار میرود.
در روز برگزاری این آیین، دامنههای سرسبز کوهستان حال و هوایی متفاوت پیدا میکنند. صدای زنگوله گلهها در میان مه کوهستان میپیچد، خانوادههای عشایری و روستایی گرد هم میآیند، دیگهای غذاهای محلی بر آتش قرار میگیرد و پیران ایل و دامداران باسابقه از روزگاری میگویند که پدران و پدربزرگانشان همین مسیر را برای رسیدن به مراتع ییلاقی طی میکردند.
اما آنچه «قرقشکنی» را به آیینی ماندگار تبدیل کرده، صرفاً جنبه فرهنگی و اجتماعی آن نیست؛ بلکه فلسفه عمیق زیستمحیطی نهفته در این سنت است که امروزه بیش از هر زمان دیگری اهمیت آن آشکار شده است.
دانش بومی؛ میراثی که از طبیعت محافظت کرد
سالها پیش از آنکه مفاهیمی مانند توسعه پایدار، مدیریت اکوسیستم، حفاظت از پوشش گیاهی یا بهرهبرداری اصولی از منابع طبیعی در ادبیات علمی جهان مطرح شود، دامداران مازندران به تجربه دریافته بودند که اگر مراتع بیوقفه مورد استفاده قرار گیرند، طبیعت توان بازسازی خود را از دست خواهد داد.
بر همین اساس، از گذشتههای دور رسم بر این بوده که با پایان فصل چرا و فرارسیدن سرما، ورود دامها به مراتع مرتفع متوقف شود تا پوشش گیاهی فرصت ترمیم و بازسازی پیدا کند.
این دوره استراحت که در فرهنگ محلی «قرق» نامیده میشود، یکی از هوشمندانهترین شیوههای سنتی حفاظت از منابع طبیعی محسوب میشود.
در طول ماههای پاییز و زمستان، مرتع از حضور دام خالی میشود. گیاهان فرصت بذرپاشی پیدا میکنند، خاک از فشار چرای مداوم رها میشود، منابع آبی احیا میشوند و طبیعت بار دیگر توان خود را بازیابی میکند.
با آغاز فصل بهار و زمانی که پوشش گیاهی به رشد کافی میرسد، موعد «قرقشکنی» فرا میرسد؛ لحظهای که درهای مرتع دوباره به روی دامداران گشوده میشود.
در واقع این آیین، تجلی یک اصل ساده اما حیاتی است؛ بهرهبرداری از طبیعت تنها زمانی پایدار خواهد بود که فرصت بازسازی نیز برای آن فراهم شود.
بندپی؛ سرزمین دامداران و مراتع زنده
بخش بندپی شرقی بابل یکی از مهمترین مناطق دامداری و ییلاقی استان مازندران به شمار میرود.وسعت مراتع، شرایط اقلیمی مناسب، منابع آبی فراوان و پیشینه طولانی دامداری باعث شده این منطقه از گذشتههای دور به یکی از قطبهای مهم تولیدات دامی شمال کشور تبدیل شود.
زندگی بسیاری از خانوارهای این منطقه هنوز به دامداری وابسته است و کوچ فصلی به ییلاقات بخشی از سبک زندگی آنان را تشکیل میدهد.
برای همین است که قرقشکنی تنها یک مراسم نمادین نیست؛ بلکه نقطه آغاز فصل جدیدی از فعالیت اقتصادی، تولید و تأمین معیشت برای صدها خانوار دامدار محسوب میشود.
در حقیقت بازگشایی مراتع، آغاز چرخهای است که در نهایت به تولید گوشت، لبنیات و سایر فرآوردههای دامی منجر میشود؛ محصولاتی که سهم مهمی در امنیت غذایی کشور دارند.
جشنی به رنگ فرهنگ بومی
یکی از جذابترین بخشهای آیین قرقشکنی، نمایش پرشکوه فرهنگ بومی منطقه است.از ساعات اولیه صبح، زنان روستایی و عشایری با لباسهای محلی در تدارک طبخ غذاهای سنتی هستند. عطر «بشتزیک»، «بودانه»، «کماج»، «آش دوغ» و دهها غذای بومی دیگر در فضای کوهستان پراکنده میشود.
این غذاها تنها خوراک نیستند؛ بخشی از میراث فرهنگی مازندران محسوب میشوند که نسل به نسل منتقل شدهاند.در کنار این سفره رنگین، مسابقات کشتی سنتی لوچو، بازیهای محلی، موسیقی بومی و برنامههای فرهنگی نیز برگزار میشود.
کودکان در کنار سالمندان حضور دارند؛ نسلی که میراث گذشته را روایت میکند و نسلی که باید آن را برای آینده حفظ کند.همین پیوند نسلهاست که باعث شده آیین قرقشکنی همچنان زنده بماند و فراموش نشود.
عشایر؛ ستونهای خاموش امنیت غذایی
در جریان این مراسم، مهدی گوهری رئیس انجمن دامداران بندپی شرقی با اشاره به نقش حیاتی دامداران و عشایر در اقتصاد کشور اظهار کرد: جامعه عشایری و دامداران از مهمترین تولیدکنندگان مواد غذایی کشور هستند و نقش بیبدیلی در تأمین امنیت غذایی دارند.
وی با بیان اینکه فعالیت دامداران تنها یک شغل نیست، افزود: تولید گوشت، لبنیات و سایر فرآوردههای دامی به تلاش شبانهروزی این قشر وابسته است و توجه به مشکلات آنان در واقع حمایت از تولید ملی و امنیت غذایی کشور محسوب میشود.
گوهری همچنین ثبت ملی آیین قرقشکنی را اتفاقی ارزشمند دانست و تأکید کرد: این آیین بخشی از هویت فرهنگی مردم منطقه است و باید برای نسلهای آینده حفظ و مستندسازی شود.
میراثی که هنوز کارکرد دارد
سید مصطفی میرتبار فرماندار بابل نیز در این مراسم، قرقشکنی را نمونهای موفق از تلفیق سنت و مدیریت علمی منابع طبیعی دانست.
وی با اشاره به نقش مهم این آیین در ساماندهی چرای دام گفت: قرقشکنی تنها یک مراسم فرهنگی نیست، بلکه بخشی از نظام سنتی مدیریت مراتع است که در طول سالیان متمادی توانسته از تخریب منابع طبیعی جلوگیری کند.
فرماندار بابل همچنین بر ضرورت بهبود زیرساختهای مناطق عشایری و رسیدگی به راههای دسترسی ییلاقی تأکید کرد.
مراتع؛ ثروتی که جایگزین ندارد
کارشناسان منابع طبیعی معتقدند مراتع تنها محل چرای دام نیستند.این عرصههای طبیعی نقش مهمی در ذخیره آب، جلوگیری از سیلاب، مهار فرسایش خاک، حفظ تنوع زیستی و تعدیل شرایط اقلیمی دارند.
هر هکتار مرتع سالم میتواند به عنوان یک سد طبیعی در برابر فرسایش عمل کند و نقش مهمی در پایداری محیط زیست ایفا کند.به همین دلیل حفاظت از مراتع نه تنها یک ضرورت زیستمحیطی بلکه یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی نیز به شمار میرود.
پیامی برای عصر بحرانهای زیستمحیطی
امروز که جهان با بحرانهای گستردهای همچون تخریب منابع طبیعی، تغییرات اقلیمی، بیابانزایی و کاهش تنوع زیستی روبهرو است، آیینهایی همچون قرقشکنی پیام مهمی برای جامعه دارند.
این سنت دیرینه نشان میدهد که توسعه و بهرهبرداری از طبیعت بدون احترام به ظرفیتهای اکولوژیک امکانپذیر نیست.قرقشکنی یادآور این حقیقت است که انسان هر اندازه به طبیعت نیاز دارد، طبیعت نیز به فرصت بازسازی نیازمند است.
شاید راز ماندگاری این آیین نیز در همین نکته نهفته باشد؛ سنتی که از دل تجربه نسلهای متعدد شکل گرفته و امروز به عنوان الگویی موفق از همزیستی انسان و طبیعت شناخته میشود.
در روزگاری که بسیاری از جوامع برای یافتن راهحلهای نوین حفاظت از محیط زیست هزینههای سنگینی میپردازند، دامداران بندپی شرقی هنوز به همان نسخهای عمل میکنند که قرنها پیش پدرانشان آموخته بودند؛ نسخهای ساده اما عمیق که میگوید: «برای آنکه طبیعت به ما زندگی ببخشد، باید به او فرصت زندگی دوباره بدهیم.»
و این دقیقاً همان فلسفهای است که در قلب آیین باشکوه «قرقشکنی» نهفته است؛ آیینی که نه فقط میراث گذشته، بلکه سرمایهای ارزشمند برای آینده مازندران و ایران به شمار میرود.



































































































