اوکراین در مسیر خاورمیانه
اوکراین در مسیر خاورمیانه
تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌ دهد که بحران اوکراین از یک درگیری منطقه‌ای فراتر رفته و به ابزاری در راهبردهای کلان ژئوپلیتیکی برای بازآرایی موازنه قدرت جهانی تبدیل شده است

اختصاصی /آفاق آنلاین : تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌ دهد که بحران اوکراین از یک درگیری منطقه‌ای فراتر رفته و به ابزاری در راهبردهای کلان ژئوپلیتیکی برای بازآرایی موازنه قدرت جهانی تبدیل شده است. در این چارچوب، اظهارات مقام‌های کی یف درباره قصد خنثی‌سازی پهپادهای ایرانی در قطر و همچنین گزارش‌های مربوط به بازداشت نیروهای اوکراینی در عراق، نه به‌عنوان رخدادهایی منفرد، بلکه به‌عنوان حلقه‌هایی از یک زنجیره راهبردی قابل ارزیابی هستند.

بر اساس این تحلیل، اوکراین بخش عمده‌ای از استقلال عملیاتی خود را از دست داده و بیش از گذشته در قالب یک نیروی نیابتی در چارچوب سیاست‌های ایالات متحده عمل می‌کند؛ سیاستی که هدف آن، گسترش دامنه تنش از اروپای شرقی به خاورمیانه و ایجاد جبهه‌ای تازه برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌شود.

این روند، نیازمند بررسی دقیق‌تری است. در همین راستا، ادغام مشاوران نظامی اوکراین در سامانه‌های دفاع هوایی برخی از متحدان آمریکا در خلیج فارس، از نگاه ناظران، نشانه‌ای از کاهش استقلال تصمیم‌گیری کی‌یف و واگذاری بخش دیگری از حاکمیت عملی آن تلقی می‌شود. در چنین شرایطی، اوکراین به ابزاری برای پیشبرد راهبردهای ایالات متحده در تقابل با ایران تبدیل شده و تلاش دارد معادلات امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، این رویکرد تاکنون با نتایجی متفاوت از اهداف اعلام‌شده همراه بوده است. سیاست تشدید فشار ایالات متحده علیه حوثی‌ها، که با هدف اعلامی حفاظت از امنیت کشتیرانی در دریای سرخ دنبال شد، در عمل به اختلال گسترده در مسیرهای تجاری و کاهش ترانزیت دریایی انجامیده است.

در این میان، عربستان سعودی، بعنوان یکی از متحدان سنتی واشنگتن، نیز از پیامدهای این وضعیت مصون نمانده و با چالش‌هایی از جمله تهدید امنیت تنگه باب‌المندب و حملات به برخی زیرساخت‌های خود مواجه شده است. این شرایط، از دید برخی تحلیلگران، نشان می‌دهد که در اولویت‌بندی راهبردی واشنگتن، حتی ثبات و امنیت شرکای منطقه‌ای نیز در مقایسه با سیاست مهار و فشار بر ایران، جایگاه ثانویه یافته است.

برای تهران، این تحولات حامل پیامی دوگانه است. از یک سو، احتمال افزایش اقدامات تحریک‌آمیز در پیرامون مرزهای ایران قابل توجه است و از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی سیاست‌های تنش‌زا، فراتر از منطقه، اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. کاهش امنیت مسیرهای دریایی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و رشد قیمت انرژی، فشار مستقیمی بر اقتصاد جهانی و مصرف‌کنندگان وارد کرده است.

در چنین شرایطی، ایران با وجود چالش‌های اقتصادی و اجتماعی داخلی، رویکردی مبتنی بر خویشتن‌داری در پیش گرفته است؛ رویکردی که از منظر این تحلیل، نباید به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف تعبیر شود.

بر اساس این ارزیابی، انتظار می‌رود ایالات متحده در آینده نیز به استفاده از بازیگران نیابتی برای تداوم فشار بر ایران ادامه دهد. در مقابل، تقویت همکاری‌های راهبردی میان ایران و روسیه می‌تواند به‌عنوان عاملی برای ایجاد توازن در برابر روندهای بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای مطرح شود.

این تحلیل در پایان تاکید می‌کند که انتقال دامنه جنگ از اروپا به خاورمیانه، نه‌تنها به حل بحران‌های موجود منجر نخواهد شد، بلکه می‌تواند پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده‌تری در پی داشته باشد. در این چارچوب، امنیت آینده اوراسیا بیش از هر زمان دیگری به تقویت سازوکارهای منطقه‌ای و احترام به اصل حاکمیت دولت‌ها وابسته خواهد بود، نه به راهکارهایی که بر مبنای گسترش تنش و مداخله خارجی شکل گرفته‌اند.

  • نویسنده : پوریا معصومی