به گزارش خبرنگار آفاق آنلاین از جویبار،طوبی فلاح نژاد، زنی که در کودکی در خانهای ثروتمند بزرگ شد، پس از ازدواج در هجدهسالگی وارد زندگیای شد که ۲۰ سال خشونت، خیانت، ورشکستگی، بدهیهای چند ده میلیونی، اعتیاد و توهّم همسر، و جدال برای زنده نگهداشتن سه پسر را تجربه کرد.

از کاخ کودکی تا کوچههای بیپناهی؛ زندگی زنی که برای نجات سه پسرش جنگید
او سالها بار زندگی را به تنهایی کشید، در حالیکه چکهای شوهر به نام او برگشت میخورد، بچهاش از خانه فرار میکرد، دیگری به سرقت کشیده میشد و در نهایت هر سه فرزند درگیر پیامدهای فروپاشی خانواده شدند.
اما طوبی بعد از جدایی در سال ۹۷، با دست خالی و تنها با یک کمک ۱۰ میلیونی از یک خیر، دوباره ایستاد، کار ساخت، بدهیها را پرداخت و امروز با وجود مشکلات سنگین، هنوز برای ساختن آیندهای آرامتر برای فرزندانش میجنگد.
زندگی از اوج تا سقوط
طوبی در خانوادهای متمول بزرگ شد؛ خانوادهای که ملک، کارگر، دارایی و اعتبار داشت و بسیاری آرزوی دامادی در این خانه را داشتند. اما ازدواج او در هجدهسالگی با مردی که نه ثبات اقتصادی داشت و نه تعهد خانوادگی، سرنوشتش را به مسیری سخت کشاند.
او میگوید: عشق نوجوانی بود؛ من مغرور بودم، نمیفهمیدم تهدید یعنی چه زندگیام با تهدید شروع شد و با تهدید هم تمام.
ورشکستگی، چکهای برگشتی و آغاز سقوط
شوهر طوبی در سالهای ۹۲ تا ۹۴ ورشکست شد و چکهایی که سالها با نام زن استفاده کرده بود برگشت خورد.
پدر شوهر بدهی پسر را داد اما مدعی شد که باید خانوادهٔ طوبی پول را برگردانند.
فشارهای مالی و اخلاقی، خشونت و توهمهای شوهر هر روز شدت گرفت.
خشونت خانگی، فرار بچه و شکستن زندگی
طوبی میگوید: پسر دومم چهاردهساله بود که پدرش او را از خانه بیرون کرد یک هفته زیر ترامپولین پارک شهرداری میخوابید.
در نهایت همان پسر درگیر سرقتی شد که ریشهاش نبودن خانه و امنیت بود و بعدها به زندان افتاد.
فرار از خانه؛ آغاز دوباره با یک دست لباس
سال ۹۷ طوبی با دو پسر بزرگش خانه را ترک کرد.
بیپولی، نداشتن خانه، نداشتن یخچال و حتی چادر، شرایطی بود که او از نو ساخت.
با کمک ۱۰ میلیون تومانی یک خیر کار پوشاک شروع کرد.

جنگ با ۶۴ میلیون بدهی و ۴۳ پرونده حقوقی
طوبی همزمان باید بدهیها، پروندههای خشونت، شکایتهای مکرر شوهر سابق، هزینههای خانه و خرج دو پسر و یک پسر زندانی را میپرداخت.
او میگوید: دو سال پیش تازه موفق شدم بدهیهام را صاف کنم؛ اما دوباره برای مغازه پسرم بدهکار شدم.
ازدواج دوم؛ صیغهای که پنهان نیست اما رسمی هم نشده
طوبی چند سال است با مردی مجرد و متمکن بهصورت شرعی صیغه استمردی که در بحران درمان پسرش کنار او ایستاده.
اما بهدلیل شرایط بچهها و احترام به آرامش آنها، این رابطه هنوز رسمی نشده است.
روزی که دو پسرش در زندان بودند
پسر دوم همچنان در زندان است و پسر سوم نیز بهخاطر درگیری خیابانی تازه به کانون فرستاده شده.
طوبی میگوید: اینها نتیجه سالها خشونت و فروپاشی است بچههام قربانیاند نه مجرم.
امروز؛ زنِ ایستاده بر خاکستر
با اجاره خانه ماهی ۷ میلیون، بدهیهای نزولی، هزینه زندان، و مسئولیت کامل سه پسر،
طوبی هنوز کار میکند، میجنگد و میگوید: من اگر سقوط کردم، دوباره میایستم فقط میخواهم بچههایم آیندهای بهتر از گذشتهشان داشته باشند.
- نویسنده : گزارش از سمیه ابوالحسنی






























































































