معماری طبیعت گرا در مازندران

پنجشنبه 15 خرداد 1399 بازدید: 394 کد خبر: 13158 [نسخه چاپی]

اختصاصی آفاق-
کاربرد مفاهیم پایداری در معماری، مبحث تازه ای را به نام "معماری پایدار" یا "معماری اکولوژیکی" یا "معماری سبز" یا "معماری زیست محیطی" باز کرده است، ‌که همگی این ها دارای مفهوم یکسانی بوده و بر معماری سازگار با محیط زیست دلالت دارند.
پایداری بی هیچ واسطه ای همان مسیری است که معماری بایستی در آینده نزدیک به آن دسترسی پیدا کند. این نوع معماری باید تداعی کننده احساس انسان ها نسبت به طبیعت باشد. اینکه چگونه خانه هایمان را طراحی و مصالح آن را انتخاب کنیم از مهمترین مسائلی است که آینده ساختمان سازی هایمان را تحت تاثیر قرار می دهد.تمامی طراحی هایی که در رابطه با سیستم های پایدار انجام می شود، باید بتواند به نحوی پیش بینی های لازم را برای آینده انجام دهد. مثلا یک ساختمان باید طوری طراحی شود که استفاده مجدد از آن یا حتی اجزای سازنده اش مد نظرقرار گیرد. این آینده نگری برای برطرف کردن نیازهای نسل آینده نیز به کار می آید.این درست همان مطلبی است که سالها پیش ساکنان این مرز و بوم با مهارتهای ویژه از آن بهره جسته اند و با اجرای فنون و قواعد خاص در زمینه استفاده بهینه از انرژی ها و منابع طبیعی به خصوص خورشید و باد و هماهنگی با اقلیم از آن استفاده کرده اند.

در گوشه و کنار این مرزو بوم پهناور که تمدنش به وسعت تنوع اقلیمی آن است، شاهد غنای معماری بومی با تکیه بر همسازی آن با گوناگونی آب و هوا و شرایط زیست محیطی هستیم. اعجاز معماری سنتی، در به کار گیری مصالح منطقه ای و خلق تکنیک های ویژه ساخت، در شکل بهترین روش پاسخ گویی به نیاز های فیزیکی و روحی انسان برای ساختمان سازی، بر دوستداران مظاهر فرهنگی ایران زمین پوشیده نیست.
در بحث توسعه پایدار و به طبع آن معماری پایدار اینکه هر ساختمان باید با بستر و محیط پیرامون خود تعامل داشته باشد به امری بدیهی مبدل شده است. قسمت بحث بر انگیز و مورد توجه این امر چگونگی برقراری تعامل و نوع تدابیر در نظر گرفته شده می باشد. معماری بومی نمایانگر تلاش بشر برای تعامل با محیط و طبیعت بوده و مظهر فرهنگ، تفکر، آداب و رسوم و دانش و تکنیک های مورد استفاده انسان های گذشته و حال می باشد. معماری بومی مازندران نیز نهایت تاثیرپذیری را از طبیعت و محیط و اقلیم پذیرفته است.

 این معماری چنان با طبیعت در آمیخته است که بدان می توان معماری "طبیعت گرا" نام نهاد. در مناطقی که در نزدیکی ساحل دریا می باشند و یا مقدار بارندگی زیاد است، وجود رطوبت هوا از جمله مشکلات عمده می باشد. هوای مرطوب از هوای خشک سنگین تر است و در قسمت زیرین هوای خشک قرار می گیرد. لذا اگر فضاهای شهری محصور باشند و کوران هوا و باد در آنها جریان نداشته باشند، در سطح شهر کلیه این فضاها از هوای مرطوب انباشته خواهد شد و تنفس و فعالیت ها بسیار طاقت فرسا خواهد گردید.

به همین دلیل باید از جریان هوا حداکثر استفاده صورت گیرد تا از ساکن شدن رطوبت بیش از حد در فضاهای شهری جلوگیری شود.لذا ساختمان ها در این مناطق مجزا از هم ساخته می شوند، با حیاطها و فضاهای باز و وسیع و حصار دور این فضاها اغلب کوتاهتر از قد انسان است.

دلیل این امر همان استفاده از جریان هوا است، تا از میان ساختمان ها عبور کرده و هوای مرطوب و راکد را با خود به بیرون محوطه و فضاهای زیستی ببرد. بهره بردن از طبیعت زیبا و سرسبز منطقه نیز از دلایل دیگر جهت تلفیق محیط مسکونی با طبیعت است معماری در نقطه ای از بستر طبیعت جایگزین می شود و در آن ریشه می دواند، از آن پند می گیرد و با آن پیوند می یابد و معمار با جهانی از داده های طبیعی رو به رو می گردد که بر نظم فضایی اش اثر می گذارد و قوانین تعریف شده ارائه می دهند.

معماری از طبیعت اطرافش می روید، به نوعی بسط طبیعت می گردد و در آن وجود انسان پاره ای جدا نشدنی از پیکره طبیعت در می آید تا برگشت طبیعت را قبول کند. معماری بومی مازندران چنان با طبیعت در آمیخته و با شرایط اقلیمی هم آوا شده است که بدان می توان معماری "طبیعت گرا" نام نهاد. معماری که برای انطباق با شرایط محیطی و اقلیمی به معماری برون گرا شناخته می شود. علت شکل گیری ساختمان های برونگرا در این منطقه در درجه اول بهره گیری از کوران هوا می باشد تا از این طریق از سکون ماندن رطوبت در ساختمان جلوگیری به عمل آید و دلیل دیگر آن، استفاده حداکثر از رطوبت و ایجاد منظر مناسب و دیده بانی از محدوده حیاط دانست.

بهرام شعبانی
کارشناس ارشد معماری